نی نی زینب

دختری دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره

پست ثابت وبلاگ

 

niniweblog.com

سلام

این صفحه متعلق به زینب خانمه که به امید خدا قراره در آینده فرد مفیدی برای کشورش باشه. از امروز سیر بزرگ شدن خانم خانما رو با هم دنبال کنیم. خدا رو چه دیدید، امیدوارم یه روز زینب خانم خودش نویسنده پست های بعدی باشه.

 «به امید روزهای بهتر و بهتر»

تولد باباجون

امید از لبخند زیبای پدر می تراود دلمان خوش می شود به دستان پر مهرش چشمانمان آسوده می خوابد چون ،کوهی استوار پناهمان هست  و  خیالمان راحت که هوای نسیم زتدگیمان را داری... تولدت مبارک باباجون ...
17 تير 1397

جنگل دوستی

زینب جان برای من جنگل دوستی می کشد و هدیه می دهد. جنگل دوستی برای پرنده ای است که می خواهد برای جوجه اش غذا پیدا کند. حیواناتی که در آن به شادی جشن تولد می گیرند و پروانه ها برای جشن ریسه های رنگارنگ می بندند. ممنون دخترم... ...
15 تير 1397

طبیعت گردی

ما به احترام بی چون و چرا به طبیعت، معتقدیم. وقتی که با گذر از جاده خاکی و پر پیچ و خم روستا، خانه ها و آغل های گوسفندان نمایان می شوند، دلت غنج می رود که «رسیدم»... صدای بادی که درختان سپیدار را به رقص وا می دارد و تو را دعوت می کند که تمام قد به مادر طبیعت سلام کنی. و دختران من، قاصدک های زیبای من با چه وجدی از ماشین پیاده می شوند...  ...
14 تير 1397

شب های احیا

به دعوت امام رضا(ع) شب های احیا در مشهد مقدس به سر بردیم. در روز دوم عمه هانیه و عمه فاطمه هم به ما و باباحاجی و عزیز پیوستن.     اینم عکس من و بابام در حرم. هیچ جا آغوش گرم پدر نمیشه... یکی از شب ها هم خونه موندیم تا ضحی خانم کمتر اذیت کنه. پا به پای من نماز می خوند و دعا می کرد. ضحی با نگاه به خواهرش تقلید میکنه: ...
13 تير 1397

آشپزی با بچه ها

یکی از اتفاقات خوب و به یاد ماندنی برای بچه ها اینه که بتونن به وسایل آشپزخونه با نظارت والدین دست بزنن و کمک کنن.در یک روز زیبای تابستانی با حضور گرم دوستای زینب بانو، کیک درست کردیم. از راست به چپ:فاطمه محی الدینی، فاطمه سالکی،زینب زارع،زینب پارساییان ...
13 تير 1397

کوهنوردی

ما هرازگاهی با ایده های جالبی از سوی پیش دبستانی زینب جان روبرو میشیم. تازه ترین ایده، برگزاری اردویی با حضور باباها و دختراشون بود. ساعت 6 صبح زینب و همسر گرامی اینجانب، به سختی از رختخواب جدا شدن و کوله کوهنوردی برداشتن و حرکت کردن. ساعت 11 باهاشون تماس گرفتم که چرا نمیان. صدای خنده بچه ها از داخل اتوبوس شنیده میشد. معلوم بود هنوز اردو ادامه داره. در نهایت ساعت 2 بعدازظهر، شاهد حضور پدر و دختر بودیم.شاد و سرحال. ...
13 تير 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی زینب می باشد