نی نی زینب

 

niniweblog.com

سلام

این صفحه متعلق به زینب خانمه که به امید خدا قراره در آینده فرد مفیدی برای کشورش باشه. از امروز سیر بزرگ شدن خانم خانما رو با هم دنبال کنیم. خدا رو چه دیدید، امیدوارم یه روز زینب خانم خودش نویسنده پست های بعدی باشه.

 «به امید روزهای بهتر و بهتر»




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 31 شهريور 1395 | 21:55 | نویسنده : مامان زینب |

فکر میکنم تا ضحی بزرگ شه، شاهد توقف رشد قد و وزن و دور سر زینب بانو باشیم! چرا؟ چون مرتب نگران خواهرشه.

- ضحی چی کردی توی دهنت؟

- ضحی الان میفتی؟

- آب ریخت روی لباسش، الان سرما میخوره؟

- مامان خواب نری، ضحی هنوز خواب نرفته!

- مامان من رفتم بیرون، گریه کرد؟

پیش خودم فکر میکنم کاش این وابستگی الان دوره بچه گی تبدیل بشه به همبستگی دوره بزرگسالی. اون وقت با خیال راحت می تونم پا روی پا بندازم و بگم: اگه منم نباشم دو تا خواهر همدیگه رو محکم نگه می دارن و خدا هم پشت شونه.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 10:47 | نویسنده : مامان زینب |

همین که در ماشین رو می بندیم، شروع میشه. من یه قصه بگم... نه، نه... میخوام در مورد استرس براتون بگم. ( این جملات واقعیه و زینب ما رو هم متعجب میکنه. از مهد بچه های بهشت به واسطه آموزش های قرآنی و روان شناسانه ممنونم).

وقتی آدما عصبانی میشن مثل اینه که آتیش گرفتن پس باید برای کم شدن عصبانیت آب بخوریم و بگیم سلام بر حسین. استرس هم همین طوریه. وقتی استرس داری باید 3 تا نفس عمیق بکشی و 10 قدم راه بری. بعد اگر ترسیده بودی هم 3 بار آیت الکرسی بخونی. بار اول یه دونه فرشته میاد پیشت. بار دوم، 2 تا فرشته میاد و بار سوم که آیت الکرسی بخونی همه فرشته میان تا مراقبت باشن. مثلا وقتی مامان از دست ضحی عصبانی میشه نباید ضحی رو دعوا کنه، با آرامش ضحی رو بوس کنه و بعد شربت دل درد بده، به همین راحتی ضحی می خوابه. استرس یعنی ناراحتی. وقتی با هم یک خانواده هستیم، دیگه ناراحتی نداریم.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1396 | 12:17 | نویسنده : مامان زینب |

همیشه داشتن یک خواهر یا یک برادر برای بچه ها آرزوست. وقتی با ضحی لی لی میریم دنبال زینب و وارد کلاسشون میشیم، بچه هایی که تک فرزند هستن بیشتر به ضحی توجه میکنن و سوالات تخصصی ازش می پرسن. مثلا :

- زینب شبا کدومتون زودتر میخوابین؟

- زینب بهش اسباب بازی میدی؟

- فقط شیر میخوره؟ پاستیل بهش نمیدی؟

- وای دندون داره؟ گازت گرفته تا حالا؟

ژست زینب و جواب دادنش دیدنیه. طوری حرف میزنه که انگار من به عنوان مادر ضحی صرفا نقش به دنیا آوردنش رو داشتم!




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1396 | 12:01 | نویسنده : مامان زینب |

این کیک رو به مناسبت « دختر خوب بودن » زینب خانم درست کردیم و فرداش برد مهد و با دوستاش خوردن. نوش جان...محبت




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 | 23:40 | نویسنده : مامان زینب |

دیروز با زینب جون از فرصت استفاده کردیم و همین که ضحی خوابید، رفتیم سراغ کاردستی درست کردن. ماشین بستنی.




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 | 23:38 | نویسنده : مامان زینب |

هرازگاهی برای اجرای نمایش کلاسی در مهد صورت بچه ها رو نقاشی می کنن.




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 | 0:56 | نویسنده : مامان زینب |




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 | 22:06 | نویسنده : مامان زینب |

تابستان سال گذشته بود که زینب جان رو در کلاس باله ثبت نام کردم. دلیل انتخاب این کلاس، بیشتر جذابیت اون برای دختر بچه ها بود. هم لباس و کفش رقص باله و هم معلم فوق العاده شاد و مهربان این کلاس باعث شده بود بچه ها برای روزهای فرد هفته لحظه شماری کنن. از طرفی این رقص می تونست به نوعی ورزش ژیمناستیک هم به شمار بیاد. آمادگی جسمانی زینب در ماه اول به وضوح پیشرفت کرده بود. چند روز پیش لباس رو از توی کمد درآورد و برای ما کمی نمایش انجام داد.

خلاصه بعد دو ماه و نیم رفتن به کلاس، خانم پطروسیان که ارمنی بودن دیگه نیومدن. از اونجایی که یک هفته پیش از این اتفاق، پای من شکسته بود و با مشقت زینب رو می بردم ، به اندازه مادرهای دیگه از این اتفاق ناراحت نشدم (حتی خوشحال هم شدم).

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 10 ارديبهشت 1396 | 17:12 | نویسنده : مامان زینب |

این روزا درست کردن غذا در خونه ی ما شده دردسر! پشت سر من وارد آشپزخونه شده و ابراز فضل میکنه. منم برای خلاصی از صحبت ها و سوالهای تمام نشدنی خانم خانما قسمتی از کار آشپزی رو بهش می سپرم که هم چیزی یاد بگیره و هم سرگرم شه. در درست کردن این دلمه بادمجان هم، زینب خانم مسئول پاک کردن لپه ها و پر کردن بادمجان ها بوده.تشویق




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 | 16:42 | نویسنده : مامان زینب |

من و دخترام با شرکت در برنامه انتخاباتی کاندیدای موردنظر سعی کردیم مشارکت سیاسی خودمون رو پررنگ کنیم.




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 10 ارديبهشت 1396 | 16:35 | نویسنده : مامان زینب |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد