زینب خانمزینب خانم، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

نی نی زینب

تجربه های مادری

تجربه مادری یک: همه مادرها حداقل هفته ای 2بار از دست بچه ها به هم می ریزن. تجربه مادری دو: همه بچه ها به تقلید از پدر و مادر صبور یا پرخاشگر میشن. تجربه مادری سه: دو تا مورد به خواب خوش بچه ها کمک میکنه اول ، یادشون بدیم بسم الله الرحمن الرحیم بگن . دوم ، قصه براشون بگین. تجربه مادری چهار: بچه ای که پدر و مادرش استاد باشه با بچه ای که در گینه بیسائو زندگی میکنه ، فرقی ندارن ،حتما هفته ای یک بار آبروی شما رو در جمع می بره.  تجربه مادری پنج: از گریه بلند و طولانی بچه ها نترسین. اگه بفهمن می تونن شما رو عاصی کنن ، فاتحه خودتون رو بخونین. تجربه مادری شش: مرتب به بچه ها یادآوری کنین که به داشتنشون افت...
19 آبان 1393

بوی شلغم

امروز بوی شلغم توی خونه پیچید . اصلا پاییز و زمستون به خاطر وجود شلغم اعتبار دارن! وقتی شلغم رو داخل ظرف می چینی دلت میخواد سرما بخوری!آدم هایی که شلغم می خورن دیگه غم نمی خورن! من و دخترم جزء شلغم خورهای حرفه ای هستیم! مخصوصا وقتی دم دراز شلغم رو بگیری و آروم تکونش بدی تا خنک شه! اصلا اگه شلغم روی بخاری نباشه بخاری آدم رو گرم نمیکنه! چرا برچسب تلخ بودن رو به شلغم میزنین؟خوب وقتی میذارید بپزه کمی شکر داخل آبش بریزین! الهی هر کس شلغم رو گرامی میداره خدا روزیش رو زیاد کنه!آمیییییین...                          &nbs...
2 آبان 1393

دعوت نامه مهد

سلام . ما دوباره اومدیم . بعد از تقریبا 4 هفته تکاپو و خستگی! خونه جدید با آدم های جدید و بعضی وسایل جدید. یکی از این خریدهای جدید متعلق به دخمل خانمه. لحاف و پتو و بالشت باب اسفنجی! باز هم به سلیقه و انتخاب خودش. عکس دخترم منو ببخش . خیلی اذیت شدی. ولی به جای اون الان یه عالمه وقت داریم برای بازی کردن و بدو بدو ! مهد کودک گلباران هم همچنان استوار در مسیر زندگی ما هر روز ساعت 10:15 آماده ورود شماست و حدود ساعت 12:30 هم به امید فردا ، با شما خداحافظی میکنه. تاثیرات مثبت و منفی مهد غیر قابل اجتنابه! مهم اینه که شما با اشتیاق آماده رفتن هستی. خیلی کم از اتفاقات مهد صحبت میکنی و من مجبورم برای اطلاع از احوالات شما...
2 آبان 1393

مهد کودک گلباران

بالاخره بعد از دیدن از چندین مهد کودک « گلباران » انتخاب شد. دیروز اولین روز ورود زینب خانم به محیط جدید مهد کودک بود. اتفاق بسیار خوبی بود. به مدت نیم ساعت زینب خانم رو به کلاس خاله سمیه سپردم. خودم داخل دفتر مدیر مهد شروع به نوشتن نکاتی کردم که نیاز بود « خاله سمیه » درباره زینب جان بدونن. نگاهی به نکات نوشته شده انداختم و پیش خودم گفتم برای روز اول کافیه! تنها 13 مورد! بعد از نیم ساعت رفتم در کلاس و با خاله مهد نکات رو مطرح کردم. حالا از من اصرار و از دختر امتناع. با هزار خواهش و التماس از کلاس خارج شد! قول دادم فردا هم دوباره می آییم. با صحبت های قبلی قرار بر این شد هر وقت از خواب ناز بیدار شد بیارمش و ...
31 شهريور 1393

هندونه خورون!

این عکس مربوط به فصل تابستانه ، تاریخ مصرفش گذشته! اما واقعا نمی شد از اون گذشت. بعد از یه عالمه بدو بدو و تشنگی مامان یزرگ نوه ها رو به هندونه خورون دعوت کرد ... دخمل من سمت راست تصویر نشسته. ...
27 شهريور 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی زینب می باشد