زینب خانمزینب خانم، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

نی نی زینب

بچه های کربلایی

امروز برای رفع خستگی، مروری روی عکس های گرفته شده توسط باباجون از پیاده روی کربلا در سال گذشته ، داشتم. به نظرتون من و زینب خانم می تونیم امسال با باباجون همراه بشیم؟ ...
21 ارديبهشت 1394

طناب نقاشی

با  آغاز بهار تصمیم گرفتم طرح جدیدی برای نقاشی های زینب خانم پیاده کنم. ایده این طناب نقاشی رو از فروشگاهی در خیابون اصلی کنار مهد زینب خانم ،گرفتم. شاید ایده ی نو و منحصر به فردی نباشه اما فضای اتاق رو کاملا تحت تاثیر خودش قرار داده. مهمتر اینکه با استقبال دخمل رو به رو شد و همون روز اول طناب رو پر کرد.  ساعت روی دیوار هدیه سال نو مهد است به بچه ها که یه هفته قبل از عید به ما تحویل دادن و قرار شد صبح روز اول عید، داخل اتاق بچه ها نصب شه.   ...
21 ارديبهشت 1394

خاله بازی

اکثر اوقات داری آروم با خودت حرف می زنی . باباجون یواشکی دم در می ایسته و نگات میکنه.امروز وقتی وارد اتاق شدم ، دیدم روکش های پشتی ها رو به جای لباس عروس تنت کردی و مثلا رفتی مهمونی. خیلی رسمی داشتی با عروسک هات در مورد اینکه اذیت نکنن ، صحبت می کردی. منم چند تا عکس گرفتم تا به فرزندت نشون بدم ،مامانشون چه دختر نازیه !   ...
19 ارديبهشت 1394

انتظارکوچولو

وقتی منتظرم باباجون بیاد دنبالم... آره، وقتی منتظرم باباجون بیاد دنبالم، زود خسته میشم.الان منتظرم بیاد که بریم باغ.آخه امسال یه باغ خریدیم مال خود خود خودمون! من اونجا کیک گلی درست میکنم،شاخه های کوچیک رو برای آتش جمع میکنم، کمی بدو بدو میکنم و از خستگی وقت برگشت به خونه بیهوش میشم.پس چرا باباجون نمیاد؟ آخ جون صدای در اومد! من که آماده ام!شما هم تشریف بیارید خوشحال میشیم. ...
19 ارديبهشت 1394

جشن شادی آریس

هفته پیش رفتم دنبال زینب خانم. دیدم چند تا برگه دستشه و با خوشحالی میگه مامان جون بریم استراحت کنیم چون عصر باید بریم جشن شادی ! برگه ها رو گرفتم و دیدم نوشته جشن آریس در سینما دانش آموز برگزار میشه و از همه مهم تر میمون زبل و شیطونی از کشور برزیل هم جزء برنامه هست. خلاصه ساعت 7 دم سینما دانش آموز غلغله بود. بعد از یک ساعت معطلی وارد سالن شدیم و زینب خانم با ذوق زیاد داخل صف گریم صورت شد(خیلی دوست داره روی صورتش نقاشی بکشن).فرصتی دست داد که دست و گردنم رو ماساژ بدم و نگاهی به اطراف بندازم که متوجه برگه دست نویسی روی دیوار شدم با این متن: با عرض پوزش برنامه میمون زبل کنسل شده است!!! من که در این مدت زینب رو بغل کرده ...
18 ارديبهشت 1394

مؤدبانه های مادر

مؤدبانه! از تمام مادران درخواست میکنم برای فرزندان خود نام های آسان تر و آشناتر و بامعنا انتخاب کنید . به فکر بچه ها باشید که در آینده نمی تونن بیش تر از 2 دوست داشته باشن! چرا که نمیشه بعضی نام ها رو حتی با تکرار به حافظه سپرد. مؤدبانه! از بچه ها درخواست می کنم که تبلت ها رو به مادران و پدران برگردانید و بخواهید خودشان با شما بازی کنند.(قطعات پازل رو فراموش نکنین) مؤدبانه! از طراحان بازی های کامپیوتری درخواست میکنم که کمی بیشتر دقت کنند چرا که سی دی هایی که در گذشته برای 2 ساعت وقت بچه ها رو پر می کرد حالا در نقش مادر و پدر و خواهر و برادر و عمه و دایی و خاله و زن دایی و زن عمو و دوست و همه دنیای ب...
18 ارديبهشت 1394

کمی بالاتر از نوک بینی!

من به جهانی آمده ام پاک و رویایی. دنیایی سراسر شور و شیدایی. من روی زمینی زندگی می کنم که آسمانش کمی آبی و زمینش کمی سبز است. در دهکده جهانی چشمه اشک مادرم خشکیده است و شانه های پدرم زیر بار گران دردی خمیده است. دنیای من فراتر از اشک و لبخند و آه و رویا شده است. در دنیای من انگار هیچ چیز سر جای خودش نیست. در دنیای شما هم همینطور! 7 سال است که دوم آوریل مصادف با سیزده فروردین به نام من نامگذاری شده است. یعنی روز جهانی اتیسم و آگاه سازی برای آن... اما سبزه های عید از یادتان می برد که گره دنیای من را کمی شل تر کنید. این چند جمله از طرف من و باباجون و دخترجون تقدیم میشه به بهنام و امثال بهنام. کاش می شد به دنیای پیچیده آنها راهی ...
28 فروردين 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی زینب می باشد