عالم خیال
زینب خانم وارد دنیای خودش که میشه تقریبا از همه جا فارغ و بی خبر میشه . شروع میکنه با خودش حرف زدن و نقش بازی کردن . اونقدر زیبا قربون و صدقه عروسک هاش میره که باورت میشه مادرشون هست! اونها رو میبره پارک و دکتر . براشون جشن تولد میگیره !

سفره هفت سین پهن میکنه و براشون هدیه میخره !

یا مثل برنامه های تلویزیون آشپزی یاد میده!

مدادرنگی ها رو بین حیوانات جنگل تقسیم میکنه :

آثار هنری مثل کار با رنگ انگشتی رو به دیوار کمدش می چسبونه و به بچه هاش یاد میده چه جوری نقاشی کنن:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عالم خیال
